اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست
میشه روزی اینجا از شادی نوشت؟!!!تنها یادگارِ مُرده! 

نسلی ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﮔﻔﺖ: 


ﮐﺠﺎﯾﯽ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ!!! 


ﻫﯿﭻ ﯾﺎﺩ ﺧﯿﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ... 

[ یکشنبه ششم مهر 1393 ] [ 10:23 ] [ تنهــــــــاترینِ تنهـــــایان ]
60 حرمت را می فهمید, از خود گذشتگی را میفهمید,
 
توهین نکردن را میفهمید!

 

حالا باید همکلام نسل "جاستین بایبر" شوی!

 

کسایی که شلوار را تا نصفه کشیده اند
 
و به ش و رت ش ا ن افتخار میکنند!

 

سخت است رابطه با تهی و تتلو و ساسی مانکن!

 

سخت است فهمیدن عجیجم و عجقم و ملسی و بیبی و هانی!
[ پنجشنبه سی ام بهمن 1393 ] [ 12:29 ] [ تنهــــــــاترینِ تنهـــــایان ]

تا می شنویم بچه ای از مدرسه اخراج شده و معلمان حاضر به پذیرفتن این شاگرد در مدرسه نیستند، با اطمینان صددرصد رای را به تنبلی یا بی تربیتی این شاگرد می دهیم و با خود می گوییم غیر از تنبلی و بی انضباطی مگر علت دیگری هم می تواند وجود داشته باشد که شاگردی از مدرسه اخراج شود
بالاخره ادیسون زرنگ بود یا تنبل؟ حتماً شنیده اید که ادیسون (مخترع برق) هم جزو شاگردهایی بود که از مدرسه اخراج شد، برای همین هم مادرش در خانه به او درس می داد. لابد با خود می گویید ادیسون جزو شاگردان تنبل بوده، چطور توانسته این همه چیز از جمله برق را اختراع کند.
ولی نه! باید خدمت شریفتان عرض کنم که این آقای ادیسون، آنقدر باهوش و زرنگ بود که معلمان نمی توانستند به سؤال های او جواب بدهند و صلاح را بر این دیدند که ادیسون را اخراج کنند تا از شر سؤال های او راحت شوند.



ادامه مطلب
[ دوشنبه سیزدهم بهمن 1393 ] [ 16:5 ] [ تنهــــــــاترینِ تنهـــــایان ]

پدرم وقتی مُرد آسمان آبی بود ...

دیوار چین اگر بریزد و دیوارهایی که ریخته اند

و دیوارهایی که خواهند ریخت ...

شبیه تو می شود پــــــدر!

و مردمی که می گریند و مردمی که زیر آوار مانده اند

و مردمی که آواره اند ... منم! پدر رفت

و من ماندم و این همه آوار ....

[ سه شنبه هفتم بهمن 1393 ] [ 11:3 ] [ تنهــــــــاترینِ تنهـــــایان ]

خــــــُدایا


نه آنقدر پاکم که مرا کمک کنی و نه آنقدر بدم که رهایم کنی...

میان این دو گم شده ام و هم خود و هم تو را آزار می دهم!

هرچه تلاش کردم، نتوانستم آنی شوم که تو می خواهی

و هرگز دوست ندارم آنی شوم که تو رهایم کنی...
 
خودت کمکم کن خستم از دنیات
[ سه شنبه سی ام دی 1393 ] [ 10:22 ] [ تنهــــــــاترینِ تنهـــــایان ]

اگـــر دلت گرفت    


ســـکوت کــن . . 


ایـــن روزها هیچکس 


معنی " دلتنــگی " را نمیفهــمد . . . !

[ یکشنبه دوازدهم آبان 1392 ] [ 18:45 ] [ تنهــــــــاترینِ تنهـــــایان ]

توی زندگی به هیچ چیز زیاد اعتماد نکن

حتی سایه ات

که جاهای تاریک تنهات میذاره . . .

[ پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391 ] [ 13:29 ] [ تنهــــــــاترینِ تنهـــــایان ]

به کسانی که در لابه لای مشغله شان وقتی برای شما پیدا می کنند

احترام بگذارید

اما عاشق کسانی باشید که وقتی شما به آنها نیاز دارید

هرگز به مشغله شان نگاه نمی کنند . . .

[ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 9:49 ] [ تنهــــــــاترینِ تنهـــــایان ]

این دو نکته را به خاطر داشته باشید:

هرچقدر احساس گناه داشته باشید، گذشته تغییر نمیکند

و هرچقدر استرس داشته باشید آینده عوض نمیشود . . .

[ جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 ] [ 16:43 ] [ تنهــــــــاترینِ تنهـــــایان ]

روزی که حمید از من خواستگاری کرد با شادی و شعف و با سراسیمگی آن را
پذیرفتم. یافتن همسری مانند حمید با شرایط او شانسی بود که همیشه به سراغ
من نمی آمد و من جزو معدود دخترانی بودم که توانسته بودم همسر پاک و
نجیبی مانند حمید را پیدا کنم.”حمید مرد زندگی است و میتواند در سخت ترین
شرایط زندگی همدم و همراه خوبی برای سفر زندگی باشد!”


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 ] [ 12:24 ] [ تنهــــــــاترینِ تنهـــــایان ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

حـــالِ خرابِ آدما پرسیــدن نـــَداره

اما دستــاش گرفتن داره
امکانات وب